زیباترین گلها در سیاهترین خاک ها می رویند

و سلامی نو
به دوستان قدیمی ام
که همیشه
گرمی نفس شان
مرا به ادامه راه امیدوار کرده ...
پوزشی می طلبم
نظرتان را دیدم
به زودی می آیم
و تایید می کنم آنها را
به تو که می رسم
شعر هایم نا تمام می ماند
عظمت نامت را در شعر نمی توانم بیان کنم
بزرگی ات در کلمه نمی آید
کلمه عاجز است
کلمه نا تمام است
تو تمام نمی شوی
همیشه آغازی
همیشه با تو آغاز می کنم
و تو آخری
آخر همه چیز
نه اینکه تمام می شوی
آخری نه به این معنی که تمام شوی
به این معنی که فرصت رویشی دوباره عطا می کنی
و آن وقت است که من
دوباره متولد می شوم
نو می شوم
و عظمتت را نظاره می کنم
و باز می بینم ...
شعرم ناتمام مانده ...

می خواهم عشق را فریاد کنم
می خواهم همه بدانند من عاشقم
ذره ذره وجودم عشق است
و هر ذره عشق را فریاد می زند
فریادم به عرش می رسد
خدا
لبیک می گوید

غافل از اینکه خدا ...
همون پایین ایستاده
و محکم نردبون رو گرفته که نیفتی

این دفعه تصمیم گرفتم که توی این پست،صحبتهای دکتر شریعتی رو بزارم:
«منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد،در پرنده شدن خویش بکوش »
«به شماره هر دلی،عشقی هست »
«با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو.در انزوا پاک ماندن،نه سخت است و نه با ارزش »
«سرنوشت تو،متنی است که اگر ندانی،دست های نویسندگان می نویسد.اگر بدانی،خود می توانی نوشت. »
«من آنچه را حق می دانم،بر تو تحمیل نمی کنم.من خود را نمونه می سازم تا بتوانی سرمشق بگیری. »
برگرفته از کتاب «دفتر های خاکستری»
غافل از آنکه خدا با کودکی بود که ...
چکمه هایش سوراخ بود.
فوقش خدا مرا می برد جهنم
فوقش می شوم ابلیس
تو هم بخاطر اینکه یک ابلیس تو را بوسیده
جهنمی می شوی...
جهنم که آمدی
پیدایت می کنم
و از لج خدا
هر روز می بوسمت

بزرگترین پیشرفت ها و ساخته های دست بشر
در ابتدا
فکر و تجسمی، بیش نبوده است
